X
تبلیغات
ارتباطات

ارتباطات

علمی فرهنگی

خانواده و نوجوان

- خانواده و نوجوان

خانواده به عنوان یک کانون مهم از اهمیت ویژه ای در دوران مختلف رشدی به ویژه در دوران نوجوانی برخوردار است. نوع روابط موجود در خانواده، شیوه های تربیتی والدین، شرایط و امکانات مختلف اقتصادی، فرهنگی و ... خانواده، تمام ویژگی های نوجوانی را تحت الشعاع قرار می دهد. به طوری که نوجوان های مختلف ویژگی های این دوران را بر اساس تفاوت هایی که از لحاظ خانوادگی با یکدیگر با شدت های متفاوتی دارا هستند.شیوه سازگاری آنها، با تغییرات حاصل از بلوغ در آنها متفاوت است و طول زمان نوجوانی و ورود به مرحله ی بزرگسالی در خانواده ها متفاوت است.

خانواده هایی که شرایط مناسبی برای این دوران بحرانی مهیا می کنند، فرزندان با ایمنی بیشتری این دوران را می گذرانند و مشکلات نوجوانی کمتری را شاهد بوده، سریع تر از بقیه به پختگی و کمال فکری، عاطفی و اجتماعی می رسند. در حالی که در خانواده های نابسامان، خانواده های زیاد سخت گیر و یا برعکس آسان گیر دشواری های دوران بلوغ بیشتر بوده و اغلب رسیدن به یک هویت کامل فکری، عاطفی و اجتماعی با تاخیر همراه است.

- رابطه افقی والدین با نوجوان

یکی از تدابیری که در جهت بهبود ارتباط با نوجوانان به خانواده ها توصیه می شود، تغییر چارچوب روابط در این دوره است.

خانواده ها با کودکان رابطه ای برقرار می کنند که مشتمل بر امر و نهی هاست و در برگیرنده دستورات مشخصی از انضباط و رعایت موازین اخلاقی است. لازمه ی برقراری این نوع رابطه آن است که خانواده ها در موضع بالا و حاکمیت قرار گرفته و کودک در موقعیت کسی که دستورات مشخصی را دریافت می کند، واقع می شود و به عبارت دیگر رابطه ی خانه و کودک رابطه ای است عمودی، یعنی مشتمل بر ارتباطات دستوری و تحکمی که از بالا به پایین اعمال می شود. چارچوب فوق در دوران بلوغ به هم می ریزد و رابطه موجود به رابطه مطلوب که رابطه ای افقی است، باید تغییر یابد. والدین به عوض این که از موضع بالا به پایین برخورد کنند، خود را در سطحی مساوی نوجوان خویش قرار می دهند و رابطه به جای آن که دستوری و تحمیلی باشد، رابطه ای است بر اساس همدلی، تفاهم و درک وضعیت نوجوان که مطلوب ترین نوع چارچوب ارتباطی محسوب می شود. به عبارتی نوجوان به جای این که والدین را در موضعی بالاتر از خود و دست نیافتنی احساس کند، آنها را در کنار خود می یابد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 17:7  توسط   | 

شیوه ی برخورد با نوجوانان:

1)بکوشید در برخورد با نوجوانان مستمع خوبی باشید.

2)بکوشید در برخورد با نوجوانان با حوصله و صبر و خوش خلقی رفتار کنید.

3)بکوشید در برخورد با نوجوانان از لحن تلخ و آمرانه استفاده نکنید. 

4)افکار نوجوانان را هیچگاه به مسخره نگیریدو با افکارش مخالفت نکنید.(توذوق او نزنید)

5)در برخوردبا نوجوانان از رفتار او فورا ابراز نگرانی نکنید.

6)هیچگاه کلام نوجوانان را قطع نکنید.

7)از نصیحت کردن نوجوانان حتی المقدور بپرهیزید.

8)از کسانی که مورد قبول نوجوانان هستندمستقیم انتقاد نکنید.

9)حرفها و عقاید نوجوانان را با عنوان یک موضوع بامزه و خنده دار برای اطرافیان تعریف نکنید.

10)سعی نکنید از حرفهای نوجوانان فورا نتیجه بگیرید.

11)در تصحیح اشتباهات و در تفهیم حقایق به نوجوان شتاب نکنید.

12)هیچگاه (ابدا)به حریم شخصی نوجوان تجاوز نکنید.(بازرسی لوازم شخصی او)

13)همواره در جست و جوی یافتن انگیزه و علت رفتار درست نوجوان باشید.

14)رفتار نادرست نوجوان را بیش از آنچه هست بزرگ جلوه ندهید و بخاطر انجام آن رفتاراز پیش بینی و آینده نگری نسبت به سرنوشت او بپرهیزید.

15)اجازه ندهید نوجوان شخصا به مقابله با بحران های زندگی برخیزد محبت شما بهتری پشتیبان او خواهد بود.

16)نوجوان در باطن دلش می خواهد که از علاقه و توجه والدین نسبت به او ذره ای کاسته شود.

17)نوجوان بیش از دوران کودکی (مهر طلب)می شود.

18)قبل از ثابت شدن موضوع نوجوان را قلمداد نکنید.

19)در دشوار ترین شرایط بکوشید راهی برای امید و دلگرمی نوجوان بیابید

20)حداکثر سعی خود را برای پاسخ دادن صحیح به مسائل نوجوان بکار ببرید.

21)نسبت به نوجوان بیش از حد حساسیت به خرج ندهید.

22)بدانید که انتقاد بی رویه عامل اضطراب  کمرویی و احساس حقارت نوجوان میشود.

23)آگاه باشید که آگاهی از عیب و نقص نوجوان گاهی سبب بی تفاوتی او میشود.

24)هرگز نگویید دیر شده است شما در تربیت نوجوانان اشتباه کرده اید زیرا این دوره سن انعطاف است.

25)سعی  نکنید در روش تربیتی خود همان روشی را بکار گیرید که در دوران نوجوانی به شما اعمال شده است(شرایط اجتماعی کاملا عوض شده است )پاکنویس اعمالتان رابه اونشان دهید.

26)هر گونه کجروی و ناسازگاری نوجوان را بر بزهکاری وی نکنید.(هیچگاه رفتار تند و خشن در برابر او پیشه خود نسازید.)

27)با نوجوانان همانند کودک رفتار نکنید.

28)هیچگاه القابی نظیر:کله پوک-ترسو-خسیس-تنبل-احمق-زرافه-نکره-کله شق-بی منطق-شکمو-فضول-موذی-بی فکر-لجباز-یک دنده-بی حال-شلخته-انگل-منحرف-لوس-نردبان-عقده ای-پررو-بی خیال-هیجانی-بی حوصله-بی قرار- پرحرف-گوشه گیر-بی هدف-خودنما-و...به نوجوان نسبت ندهید.

29)در برخورد با نوجوانان دگرگون شوید تا نو شویدوشکفته شوید.

30)با توکل به خداوند ر برخورد با نوجوانان موفق خواهید شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 13:39  توسط   | 

باور کنید نوجوانان را:

1)باور کنید نوجوانی سن پرخاشگری است.

2)باور کنید نوجوانی دوره ی زود رنجی و حساس بودن است.

3)باور کنید نوجوانی دوره ی لجبازی ومخالفت است.

4)باور کنید نوجوانی دوره ی عیب جویی و انتقاد است.

5)باور کنید نوجوانی دوره ی سنت شکنی آداب و رسوم اجتماعی است.

6)باور کنید نوجوانی سن دینی و اعتقادی است.

7)باور کنید نوجوانی دوره ی سخت پذیری است.

8)باور کنید نوجوانی دوره ی خیال پردازی و رویا سازی است.

9)باور کنید نوجوانی بحرانی ترین مرحله ی زندگی هر فرد است.

10)باور  کنید نوجوانان رهبران آینده ی جامعه هستند.

11)باور کنید به راحتی در دل نوجوان نمی توان نفوذ کرد.

12)باور کنید نوجوان به استقلالش اهمیت می دهدو حاضر است همه چیز را حتی پدرو مادر و معلم را فدای آن کند.

13)باور کنید نوجوان استقلال را تنها درخلاص شدن از قیور خانواده  می پندارد.

14)باور کنید نوجوان برای حل مشکلاتش شدیدا نیاز به عاطفه ی خانوادگی دارد.

15)باور کنید برقراری ارتباط مستمر با نوجوان بسیار دشوار است.

16)باور کنید حرف زدن و صحبت کردن نه نصیحت وپند و اندرزبا نوجوان سبب ایجاد اطمینان در گذرگاههای دشوار و مخاطرات زندگی است.

17)باور کنید همدلی و همزبانی با نوجوان تشویش و اضطراب او را تقلیل می دهد.

18)باور کنید نوجوان شما را امین و یاور خویش می پندارد.

19)باور کنید نوجوان احساس می کند در رفع مشکلات خود می تواند به شما تکیه کند.

20)باور کنید در خلال گفت و شنود با نوجوان می توانید با افکار و مسائل او آشنا شوید.

21)صحبت کردن سنجیده و اصولی با نوجوان عامل رفع به موقع مشکلاتش میشود.

22)باور کنید رفتار درست یا نادرست شمابا نوجوان نقش مهمی در نزدیکی یا دوری او با شما دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 0:19  توسط   | 

نوجوانی و ارتباط با خانواده)

نوجوان علاقه مند است با کسی رابطه داشته باشد که مانند یک دوست صمیمی با او برخورد دارد به علایق و خواسته هایش احترام بگذارد و برایش شخصیت قائل شودو او را محترم بشمارد.قدری مسلم آن است که این واکنش و خواسته برقراری ارتباط با دیگران معمولا گرایش به سوی دوستان می باشد و چون افراد در خانواده های مختلف باگرایش و عقاید مختلف است و اگر این ارتباط در خانواده قوی نباشد ناخودآگاه نوجوانان به سمت این دوستان که همیشه شرایط مناسب و خوبی ندارند گرایش پیدا می کنند و چه بسا ممکن است این دوستان جنس های مخالف نیز باشند که عواقب بحرانی تری برای آنان بوجود خواهد آمد.بنابراین اگر خانواده ها بتوانند از نظر ارتباطی در حد تعادل و معقول با فرزندان خود ارتباط بر قرار کنند و امکانات منطقی و تفریحی در اختیارفرزندان قرار دهندو با تهدید و فشار های اخلاقی و رفتاری با فرزندان برخورد نکنند مطمئنا نتیجه ی بهتری خواهد داشت.انشا الله

 

 

نوجوانی حساس ترین دوران زندگی)

حساس ترین و مهم ترین دوران زندگی انسان از لحاظ تربیتی دوران نوجوانی است.این دوره که مقطع سنی 12-18سال را در بر میگیرد بیشترین مشکلات تربیتی را دارد.فرزندان در همین مقطع سنی است که یا در مسیر سعادت گام می نهند یااز دست می روند و موفق نمی شوند و به موفقیت نمی رسند.این دوران بحرانی ترین دوران زندگی انسان است به این دلیل که دوران انتقال از کودکی به بزرگسالی است یعنی بصورتیکه نه کودک است نه بزرگسال.او از یکسو در حال هجرت از وابستگی هایش به خانواده و مخصوصا پدر و مادر و از سوی دیگر توانایی لازم را برای حل بسیاری از مصائب و مشکلات زندگی را ندارد وهمین نوسان و جابجایی فکری و روانی درماندگی تزلزل گاه پریشانی و ابها م را در او بوجود می آورد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 18:28  توسط   | 

(شکوه نوجوانان)

روانشناسان دوره ی نوجوانی را دوران طوفان و فشارانقلاب و سر کشی و امثال این نام ها عنوان کرده اندو همگی نشان دهنده ی شرایط حساس و بحرانی است که نوجوان در آن قرار دارد.همه ی کسانی که با نوجوانان در ارتباط اند و با آن ها سرو کار دارند به  ویژه والدین آن ها باید با عوامل دوران نوجوانی آشنایی پیدا کنند تا بتوانند به کمک آن ها بشتابند.مهم ترین مسئله ای که در این مورد وجود دارد آشنایی با شیوه های برخورد با نوجوانان است. نوجوانان اغلب در حضور روانشناسان و مشاوران از این که والدین آن ها ایشان را درک نمیکنندوبا مسائل و مشکلات این دوران آشنایی ندارند شکوه میکنند.عیاراتی از فبیل اینکه :مارا به حساب نمی آورندوبه شخصیت ما احترام قائل نمیشوند وبه خواسته هایمان توجه نمیکنندو... این  ها همه دردو دل هایی است که اگر پای حرفشان بنشینیم بسیار از آنها می شنویم و این ها همه گویی نشان دهنده ی آن است که آن ها احساس میکنند بزرگتر ها نسبت به دنیای درون و خواسته هایشان بیگانه اند اما نوجوان علاقه دارد با کسی در ارتباط باشد که با او زبانی مشترک داشته باشدتا او را بهتر درک کند و با او رابطه ی صمیمی برقرار کند و او را از صمیم قلب دوست بدارد.در صورتیکه اغلب میان نوجوانان و والدینشان زبانی مشترک وجود ندارد.اکثر والدین و باقی  بزرگتر هایشان به دید یک کودک به آن ها می نگرند و باور نکرده اند که آن ها بزرگ شده اندو می توانند مانند  بزرگتر ها فکر کنند و حتی تصمیم های زندگی خود را که میتواند تصمیم های بزرگی از قبیل انتخاب رشته و ...باشند را بگیرند.همین گمان نادرست است که آن هارا سخت می آزاردو باعث تضعیف رابطه ی نوجوان با والدینش میشود.       

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 18:26  توسط   |